˙·٠•● تنهاتــــرین ســـردار●•٠·˙

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...

صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با من پروفایل قالب وبلاگ

همه به تو بستگی دارد...

یك ستاره می تواند راهنمای قایق گمگشته ای باشد،

یك واژه می تواند در برگیرنده هدفی باشد،

یك رای می تواند سرنوشت ملتی را عوض كند،

یك شمع می تواند سیاهی را به در كند،

یك گام می تواند آغازگر یك سفر دور و دراز باشد،

یك كلمه می تواند آغازگر یك دعا باشد،

یك نوازش می تواند نشان دهنده ی مهر و محبت باشد،

یك قلب می تواند بر حقیقت واقف باشد،

یك زندگی می تواند تحولی ایجاد كند،



می بینی كه همه و همه به تو بستگی دارد...


[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 11:30 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

آن دم که مرا

آن دم که مرا می زده بر
خاک سپارید
زیر کفنم خمره ای از باده
گذارید
تا در سفر دوزخ از این
باده بنوشم
بر خاک من از ساقه انگور
بکارید

آن لحظه که با دوزخیان
کنم ملاقات
یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
هرقدر که در خاک ننوشیدم از این
باده صافی
بنشینم و با دوزخیان کنم
تلافی
جز ساغر و و پیمانه
ساقی نشناسم
بر پایه پیمانه و شادی است اساسم
گر همچو
همای از عطش عشق بسوزم
از آتش دوزخ نهراسم
نهراسم

آن دم که مرا می زده بر
خاک سپارید
زیر کفنم خمره ای از باده
گذارید
تا در سفر دوزخ از این
باده بنوشم
بر خاک من از ساقه انگور
بکاری

 

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 11:24 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

ساقی

ساقی امشب باده در پیمانه کن

زلف ِ بی تابم بگیر و شانه کن

لب به لب ، پُر کن ؛ سبو اندر سبو

شرح ِ این پیمانه را افسانه کن

تا ببینی روی ِ معشوقت به جام

شمع ِ دل ؛ روشن در این میخانه کن

چند خواهی زین حریفان ، ادعا

رحمتی بر عندلیب ِ خانه کن

مرغ حق گوید به جانت ، این ندا

آتشی برگیر و دل پروانه کن

مطربا ، امشب به دَف ، غوغا نما

با سماعت ، آسمان دیوانه کن

[ پنج‌شنبه 13 بهمن 1390 ] [ 23:46 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

با تو بودن

می نویسم همیشه از تو ، از عشق ، از غریبی و از فصل آشنای پاییز

و می نشینم پشت پنجره دلتنگی به بهانه آن باران رویایی که عطرش مرا سرمست کند

و به تقدس این عشق ، می گریم همراه باران

و به انتظار می نشینم به امید پاییزی که در آن

با تو بودن را بیشتر احساس کنم ...!

[ پنج‌شنبه 13 بهمن 1390 ] [ 23:40 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

روزگار تلخ

زمستانی سرد \"کلاغ\" غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه

گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند


زمستان تمام شد

و کلاغ مرد
 بچه هاش که نجات پیدا کردند

گفتند :
آخيش خوب شد مرد ، راحت شدیم از این غذای تکراری
\


"این است واقعیت تلخ روزگار ما !

[ پنج‌شنبه 13 بهمن 1390 ] [ 13:49 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

...

کشاندنت به خواری؟ به رویش نیاور!!!


خطا کرده آری؟ به رویش نیاور!


اگر قلب آیینه ات را شکسته تو قدر غباری به رویش نیاور!!!

[ پنج‌شنبه 13 بهمن 1390 ] [ 13:43 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

فقط برای چند لحظه خودتونو اونجا ببینید..

 
 
 
فقط برای چند لحظه خودتونو اونجا ببینید..

 




 

 
 
 
چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک... )المپیک معلولین( در شهر سیاتل آمریکا 9 نفر از شرکت کنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند. همه این 9 نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم.

آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شود ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد . این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد.

هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند یکی از آنها که مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده .سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها کف زدند.
 
 
 


[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 14:19 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

روزگاریست

روزگاریست همه عرض بدن میخواهند


همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند


دیو هستند ولی مثل پری می‌پوشند


گرگ‌هایی که لباس پدری می‌پوشند


آنچه دیدند به مقیاس نظر می‌سنجند


عشق‌ را همه با دور کمر می‌سنجند


خب طبیعی ست که یک روزه به پایان برسد


عشق‌هایی که سر پیچ خیابان برسد

[ سه‌شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 22:24 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

تسبیح می شوم ....



تسبیح می شوم زیر انگشتانت....

دانه دانه می رانیم تا.... خودت را بالا ببری.. 

[ سه‌شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 22:16 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

مهرآفرینا!

مهرآفرینا!

سجاده ام را به سمت قبله نیاز می گشایم

تا ذره ذره وجودم را به معراج

نگاهت، پرواز دهم

می ایستم به قامت دربرابرت تاعظمتت راسپاس گویم

به رکوع می روم تا بزرگی ات را به یاد بیاورم

و به سجده می افتم تا بر بندگی ام مهر عشق بزنم…

چه آرامش پایان ناپذیری در نگاه توست

چه لحظه های مهرافروزی در ذکر یاد ت…

پروردگارا! دستان دعایم را

به عرش الهیت برسان ،

دلم را به حلاوت دوستیت

و چشمان باران زده ام رابه دیدارت

نورانی گردان .

 

[ سه‌شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 22:11 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...136137138139140...143صفحه بعد

درباره وبلاگ

الّلـهُـــــمَّ صَــــلِّ عَلــــی مُحَــــمَّد وَآلِ مُحَــــمَّد وَعَــــجِّل فَرَجَــــــهُم آهـــــــای اونایی که دارین کپی میکنید کپی کن فدای سرت فقط صلوات و نظر یادت نره ..........ممنون

نویسندگان

ღ❦☣ღ

آخرین نوشته ها

1421
1422
1423
1424
1425
1426
1427
1428
1429
1430

آرشیو ماهانه

دی 1395
آذر 1395
شهریور 1395
مرداد 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
دی 1394
آبان 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
اردیبهشت 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390

دوستای گلم

دیگر امکانات

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]
[ طراح قالب : آوازک | Theme By : Avazak.ir ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

کد ۶ رقمی ارسال‌شده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

قالب وبلاگ

|

ابزار رتبه گوگل