˙·٠•● تنهاتــــرین ســـردار●•٠·˙

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...

صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با من پروفایل قالب وبلاگ

رفتن


آدمی که بی صدا قهر میکند میخواهد که بماند !

که دوباره بخواهد ، که دوباره خواسته شود !

و گرنه رفتن را که بلد است

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 23:10 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

زخم

پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمانی معصوم و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمیخواهید؟

پنج تا،صد تومن


آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخمهایت راهم که بخرم

نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای  تو.

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 22:56 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

post

 

آگهى هاى ترحيم روزنامه را كه خواندم با خودم گفتم:
چرا هر روز اينقدر دكتر،مهندس ، مدير شركت ، استاد و حاجى فوت ميكنند....
اما وقتى از قيمت چاپ يك آگهى ترحيم در روزنامه مطلع شدم ، فهميدم ، فقرا هميشه بى صدا مى ميرند.

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 22:54 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

مادرم وقتی بود

flower

 

 

 مادرم وقتی بود آسمان آبی بود

 

عشق با روح نسیم

 در سکوت پرش شب پره ها

 روی ایوان هراس من و ما

با صدای وزش برگ سپیدارسر کوچه ی ما می رقصید.

 

مادرم وقتی بود

همه چی آبی بود،

 آسمان، آب، زمین،

من و  تو ، عشق، سپیدار ، سبد، سیب همه آبی بود

 

مادرم وقتی بود

گنبد مسجد رویای پر از خاطره اش

با دو گلدسته ی گلبانگ گل آواز نماز

 همگی آبی بود

 روی سجاده ی پنهان نماز عشقش

در فضای همه از پوشش عطر گل یاس،

سجده ی عشق به پابوس سلامش می رفت. 

flower

مادرم وقتی بود

 عشق هم آبی بود

مادرم هم گل بود

و هر از چند صباحی که گلی را می یافت

مادرم همچو چکاوک سر یک بید بلند

غرق در عطر نسیم گل سرخ

مادرم هم می خواند.

مادرم وقتی رفت،

آسمان طوسی شد،

پرده ی قرمز عنابی همسایه ی ما،

در نوازش با باد

خارج از پنجره در می غلتید،

ماهی تنگ بلور،

رنگ در باخت و بر بام بلورین پر از آب تپید. 

flower garden in mahalat
[ جمعه 05 اسفند 1390 ] [ 20:51 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

،واقعاچه برسرایران اومده !


 


روزگارغریبیست نازنین:
دهقان فداکار پیرشده
چوپان دروغگومحبوب شده
شنگول ومنگول گرگ شدن
کوکب حوصله مهمون رو نداره
کبراتصمیم گرفته دماغشو عمل کنه
روباه وکلاغ دستشون تو یه کاسه است
حسنک گوسفنداشوول کرده و تو یه شرکت
آبدارچی شده

آرش کمانگیر معتادشده
شیرین!خسرو وفرهادو پیچونده وبادوست
پسرش رفته ددر !

رستم اسبشوفروخته یه موتورخریده وبا اسفندیارمیرن کیف قاپی


،واقعاچه برسرایران اومده !
 

 
 
 


[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 15:16 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

مكن مرا از او جدا


برق چشمان قشنگت ديدمو دور تو گرديدمبر خودم لرزيدمو در دلم

خنديدمو با خودم گفتم خدايا كيست اين ؟

يا الهي ربنا اين چيست اين ؟

مال اين دنياي فاني نيست اين؟

نمره اش در معرفت هست بيست اين

بي درنگ آمد ندا هان اي علي

اي كه هستي از تبار آن علي

تابلوئه عاشق شدي اما ولي

در جواب من بگو تنها بلي

سر به زير انداختمو گفتم خدا

اي كه خوانم هردمم رب الهدا


تو مكن هرگز مرا از او جدا

[ سه‌شنبه 02 اسفند 1390 ] [ 22:27 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

زندگی

زندگی "باغی"است؛


كه باعشق "باقی" است.


"مشغول دل" باش؛


نه"دل مشغول".


بيش تر"غصه های ما"؛


از"قصه های خيالی ماست."


پس بدان اگر"فرهاد" باشی؛


همه چيز "شيرين"است.


روزهای سرد زمستانت خوش....

 

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 18:04 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

تنهايي را دوست دارم

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را

پنهان خواهم کرد...

 

[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 22:46 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(2) ]

پسر .پدر

پدر دستشو گذاشت رو شونه پسرش ازش پرسيد تو قويتري يا من؟پسر گفت من...
پدر با كمي دلشكستگي دوباره پرسيد تو قوي تري يا من؟پسر گفت من...
پدر بادلي گرفته به ياد همه زحماتي كه كشيده بود دستشو از شونه پسرش برداشت و2 قدم دورتر پرسيد تو قويتري يا من؟ پسر گفت شما...
پدر گفت چرا نظرت را عوض كردي؟
پسر جواب داد وقتي دستت رو شونهام بود فكر ميكردم دنيا پشتمه...

 

[ پنج‌شنبه 27 بهمن 1390 ] [ 18:04 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

دکتر علی شریعتی

 

 

اگر نابغه هستند ، مرد کار نيستند .
و اگر مرد کار هستند ، مرد انديشه و فهم نيستند
و اگر هر دو هستند ، مرد شمشير و جهاد نيستند
و اگر هر سه هستند ، مرد پارسايي و پاکدامني نيستند
و اگر هر چهار هستند ، مرد عشق و احساس و لطافت روح نيستند .
و اگر همه اين ها هستند ، خدا را نمي شناسند و خود را در ايمان گم نمي کنند.

 

دکتر علی شریعتی

 

[ پنج‌شنبه 27 بهمن 1390 ] [ 12:20 ] [ waiting4u ] [ ارسال نظر(0) ]

درباره وبلاگ

الّلـهُـــــمَّ صَــــلِّ عَلــــی مُحَــــمَّد وَآلِ مُحَــــمَّد وَعَــــجِّل فَرَجَــــــهُم آهـــــــای اونایی که دارین کپی میکنید کپی کن فدای سرت فقط صلوات و نظر یادت نره ..........ممنون

نویسندگان

ღ❦☣ღ

آخرین نوشته ها

1421
1422
1423
1424
1425
1426
1427
1428
1429
1430

آرشیو ماهانه

دی 1395
آذر 1395
شهریور 1395
مرداد 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
دی 1394
آبان 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
اردیبهشت 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390

دوستای گلم

دیگر امکانات

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]
[ طراح قالب : آوازک | Theme By : Avazak.ir ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

کد ۶ رقمی ارسال‌شده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

قالب وبلاگ

|

ابزار رتبه گوگل