1410
شُروع کُن !!
رمیدهاَت همین نزدیکی هاست .
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...
شُروع کُن !!
رمیدهاَت همین نزدیکی هاست .
خــانـــــوم خوشگله شــماره بـدم؟؟؟
خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟؟؟
خـوشـگـلـه چـن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟
ایـنها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصــلا” اهل این حرفـــــها نبود…
این قضیه به شـــدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود وبه محـــل زندگیش بازگردد.
به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت
شـاید می خواست گـــلــه کند از وضعیت آن شهرِ لعنتی دخترک وارد حیاط امامزاده شد…
خسته…
انگار فقط آمده بود گریه کند…دردش گفتنی نبود….!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شد و کنار ضریح نشست.
زیر لب چیزی می گفت انگار!!!
خـدایـا کـمکـم کـن…
چـند ساعـت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نـشـسـتـی!!!
مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود رابه خوابگاه برساند…
به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد…
امــــا…
امــا انگار چیزی شده بود…
دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!!!
احساس امنیت کرد…با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!
فکر کرد شاید اشتباه میکند!!! اما اینطور نبود!یک لحظه به خود آمد…
دید چـــادر امامــزاده را سر جـــایــش نگذاشته…!!!
مـن مثــل ایـن گـداهـا نیستــم !!
ڪـه زنگ تمـام خـانـه هــاے ڪوچـه را مــــے زنــد ،
تـا شایــد یڪــــے در را بـاز ڪنــد .
مـن فقـط درب خانـۀ خودت بست نشستــه ام ..
"مهربــان پـروردگــار مـن "
مــــے دانـم حتــــے دست خـالــــے بـازگشتـن از درگــاهت
" بــــے حڪمت " نیست ..
پـسرمـ!
گنـه کـار را نـااميـد مـکـن
چـه بـسا کـسى هـستـ کـه همـيشـه بـا گنـاه استـ
سـرانـجـامـش بخـيـر پـايـان يـابـد
چـه بـسا آدم خـوبـي ستـ در اول عمــرش
سـرانـجـامـش بـه آتـش کشيـده شـود
پـنـاهـ مـي بـرمـ بـخـدا از آنـ آتـش
وصيـتـ و سفـارش اميـر المـؤمنـيـن علـي (ع) بـه امـام حسـيـنـ (ع)

بَعضی وَقتا بایَد مِثه مَن تَنهـــ��ــا باشی،
تَنهایِ تَنها...
هِی اهَــ��ـنگ گوش بِدی،
فـِک ڪٌنی، هَمه چیو بِریزی تو خودِت
تا مَرزِ اِنفِـ��ــجار بِری...
اونوَقت دَرِ اتاقـو باز ڪٌنی با هَمون لَبخــ☺ـــند مَسخَرہ هَمیشِگی
وانٌمود کٌنی همه 
چی خوبه...
الطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ
سوره نور/آیه 26
دلم نوشت:
ما پسرا همیشه میگیم دختر خوب کم هستش
بیشتر دخترا یا دوست پسر دارند یا زن زندگی نیستند
ولی شده
به خودتم نگاه بندازی ببینی دوست پسر اون دختره مگه خودت نیستی
مگه خودت خوبی که دنبال بهترینم میگردی
به نظرم اومد که بگم :
انقدر به دنبال فاطمه نگرد اندکی خودت هم علی باش
♡❤▀▀▀♡❤▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀♡❤▀▀▀♡❤
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید