زندگــی
اینگونــه زندگــی کنیـم :
سـاده امّا زیبــا
مصمـم امّا بی خیـال
متواضـع امّا سربلنـد
مهربـان امّا جـدی
سبـز امّا بی ریـا
عــاشق امّا عــاقل
.jpg)
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...
اینگونــه زندگــی کنیـم :
سـاده امّا زیبــا
مصمـم امّا بی خیـال
متواضـع امّا سربلنـد
مهربـان امّا جـدی
سبـز امّا بی ریـا
عــاشق امّا عــاقل
.jpg)
آمدند
آمدند و آمدیم به این زندگی به این دنیا با چشمانی پر از اشک چون می دانستیم به کجا آمده ایم و برای چه آمده ایم....
آمده ایم برای درد کشیدن.....
تنفر از یکدیگر برای پست کردن خود و این زندگی اما هیچوقت ندانستند.....
ندانستیم برای چه ؟ برای کدام اعمال به این دنیا که خود زندانیست بدونه میله پا گذاشته ایم وهمین ما را دل خوش کرده است که آزادیم وخود را در آن حبس میکنیم و دروغ می گوییم ،دروغ میگویند ، دروغ می گفتند که خوشبختند .
.jpg)
هرزگی تنها سهم علف باغچه خانه ما نیست
هرزگی به زنانگی یا مردن بودن ما نیست
هرزگی قلب کثیفی است
که شب به شب ،کلیدش را به هوسی اجاره میدهد
هرزگی کر بودن وجدانی است
که همه دنیا را کور میبیند
هرزگی تنها سهم علف باغچه خانه ما نیست
برای یک زندگی مشترک
همه به دنبال سیندرلای درون نیستن ؛
بلکه کوچکی پاهایش ...
باریکی کمرش ...
سرخی لبانش ...
چشم نادان ها رو کور میکند ؛
نگو ...
که توهم ...
جز نادانهایی !!!
مثل جنینی که سقط میشود
مثل یک زندگی که هرگز آغاز نمیشود
مثلِ خون ... لخته ... درد ... داد
مثل قابلهای که اتاق را ترک میکند
مثل مردی که چانهاش را میخاراند
مثل زنی که آرام گریه میکند
مثل اشک
مثلِ حسرت
مثل تختی که پر از خالی میشود
مثل سکوت
مثلِ سقوط
مثلِ سینهای که پر از آه میشود
پر از آه
پر از آه
این چنین شکست خورده ام
تنها
تهی
تلخ
درد
درد
درد
رای دلم،
گاهی مادری مهربون میشم،
دست نوازش به سرش میکشم،
میگم: «غصه نخور، میگذره…»
برای دلم،
گاهی پدر میشم،
خشمگین میگم: «بس کن دیگه بزرگ شدی…»
گاهی هم دوستی میشم مهربون
دستش رو میگیرم
میبرمش به باغ خیال …
دلم
از دست من خسته ست…
.jpg)
هنوز حرف پیرمرد عصابدستی را یادم نرفته که گفت مثل عصا باش
هزار بار زمین بخور اما... اجازه نده
اونی كه بهت تكیه داده حتی یه بار هم زمین بخوره!]
.jpg)
بر سر مزرعه ی سبز فلک ،
باغبانی به مترسک می گفت :
دل تو چوبین است و ندانست که زخم زبان ، دل چوب هم می شکند
اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ولی مهربان باش..
اگرشریف ودرستکار باشی فریبت میدهند، ولی شریف و درستکارباش...
نیکی های امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش...
بهترینهای خود رابه دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد!
در نهایت می بینی هرآنچه هست همواره میان تو و خداونداست نه میان تو و مردم
زین پس تنها ادامه میدهم، در زیر باران.
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم.
میخواهم تنهایی ام رابه رخ این هوای دو نفره بکشم....!
.jpg)
باران نبار من نه چتر دارم نه یار...!
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید