درد
مثل جنینی که سقط میشود
مثل یک زندگی که هرگز آغاز نمیشود
مثلِ خون ... لخته ... درد ... داد
مثل قابلهای که اتاق را ترک میکند
مثل مردی که چانهاش را میخاراند
مثل زنی که آرام گریه میکند
مثل اشک
مثلِ حسرت
مثل تختی که پر از خالی میشود
مثل سکوت
مثلِ سقوط
مثلِ سینهای که پر از آه میشود
پر از آه
پر از آه
این چنین شکست خورده ام
تنها
تهی
تلخ
درد
درد
درد
_| یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 |_| 11:55 |_| waiting4u |_
_|
ارسال نظر(0)
|_
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید