post

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...


دلـــــــــــم میخواهد
زمین زیر پای منـــــــــــــ
خمیــــــــــازه ایــــ بکشد
همـــ یــــ نــــ

خوبـــــــــ هم كه باشی از بس بدی دیده اند
خوبیهایت را بــــاور نمیكنند ...
نفرینــــ به شهری كه در آن غریبه ها آشنا ترند ...
من سـال هاست که درد می کشم..
فــــریــاد می زنـــم...
و زنـــدگــی...
ارضـــــا مـی شـــود!


مردم جوری حرف می زنند که گویی همه چیز را میدانند
اما اگر جرات داشته باشی و سئوالی بپرسی آنها هیچی چیز نمی دانند . .
(پائولوکوئیلو)
در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند ✗
✗ که امروز ، اینقدر دیوانه وار ،.... ✗
✗ تشنه ی "بازی کردن " با آدم هایی؟ ✗

مردانگی ات را
با شکستن دل دختری که دیوانه توست
ثابت نکن
مردانگی ات را
با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست
ثابت نکن
مردانگی ات را
زمانی می توانی نشان دهی
که دختری با تمام تنهاییش
به تو تکیه کرده
مردانگی ات را
زمانی می توانی نشان دهی
که دختری
با تکیه به غرور تو
با تکیه بر قدرت تو
در این دنیای پر از نامردی قدم بر می دارد ...
دلم تنگه……..
دلم گرفته …………
دلم گریه می خواد ……….
آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکرارهای ناپایان !
دلم گرفته از این همه کینه …. این همه دروغ !
از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته …….
دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است !
دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم !
دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ است…!
نمی دانم کدامین نامهربان ٬ خواب را از دیدگانم دزدید که
اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب شیرینم سرگردانم ؟!
دلم گرفته ! دلم تنگ است ! روزگار چشمانم طوفانی است و در انتظار باران های سیل آساست…..
آره !
این روزا دلم بدجوری گرفته … چشمام منتظر یک بهونه است
که هی بخواد بباره….
………
اگه بگن یه روز واسه زندگی کردن فرصت دارین
اگه اعلام کنن دنیا داره تموم میشه
تمام خطوط تلفن اشغال میشه واسه دوستت دارم گفتن ها
یعنی در آخرین لحظات تازه به اون کسی که واقعا دوستش داریم ابراز علاقه میکنیم
در همان یك روز دست بر پوست درخت می كشین ...
روی چمن میخوابین
كفشدوزك ها رو تماشا میکنین ...
سرتونو را بالا میگیرین ... و ابرها را میبینین
انگار که بار اوله اونهارو میبینین و به آنهائی كه نمیشناسین سلام میکنین
غصه نباید بخورین ... وگرنه همین یه روز رو هم با غصه خوردن از دست میدین ...
شما در همان یك روز آشتی میکنین و می خندین می بخشین
تازه میفهمین عاشق بودین و نمیدونستین
این قدر که غرق در زندگی بودین
هیچوقت نه به کسی محبت کردین و
نه اجازه محبت کردن رو به کسی دادین
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید