post

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...

✖اگر دلت گرفت ، سڪوت ڪن ،
این روزها هیچڪس معناـے دلتنگے را نمے فهمد. . . ✖
کلاف زندگیم بدجور داره میپیچه و گره خورده . دلم را گم کرده ام . فکر می کنم لای روزمرگی های زندگیم باشد و یا لای بدوبدو های زندگی ام

من بارانــــ مـی خـواهـم ...
کـودکــــ دستـانـــِـ کـوچکـــِـ خـود را بـالا بـرد و گفتــــ خـــدایـا بـارانـی بـفـرستـــــ ...
کـودکـانــــــ صبــر ِایـوبــــــ نـدارنـد کـه ...
خستـه شـد و دستـهایـشـــــ را پـاییـن انـداخـتـــــ
بـا گـریـه رو بـه آسمـان گفت :
دیگـــر بـارانـــــ نمـی خـواهـــم ...
ای دهقــــان ِ فــــــداكار ؛
تو در روزگاری بزرگ شدی ،
كه مردی برهنه شد ! تا زنان و كودكان زنده بمانند...
امّا من
در روزگاری نفس میكشم ،
كه زنی برهنه میشود ! تا كودكش از گرسنگی نمیرد
عمری خودم را با این جمله گول زدم:
خدا هر که را دوست تر می دارد، بیشتر سختیش می دهد!
اما خدای عزیز،
می شود دقیقا بفرمایید چه کار کنم که کمتر دوستم داشته باشید؟
جان من که ناقابل است اما قسم به خودت..
این روزها حوالی نقطه ای پرسه می زنم که دانشمندان به آن می گویند: آستانه ی تحمل!

آدمهای ساده را دوست دارم.
همان ها که بدی هیچ کس را باورندارند.
همان ها که برای همه
لبخنددارند.
همان ها که همیشه هستند،
برای همه هستند.
آدمهای ساده را
باید مثل یک تابلوی نقاشی
ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است.
بسکه هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سوءاستفاده می کند
یا زمینشان میزند
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم.
بوی ناب
“آدم” می دهند

میدانی چرا آدم های ساده را دوست دارم
چرا بوی ناب آدم می دهند
می دانی
آدم های ساده
ساده هم عاشق می شوند
ساده صبوری می کنند
ساده عشق می ورزند
ساده می مانند
اما سخت دل می کنند
آن وقت که دل می کنند.....، جان می دهند
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید