ایــن ـشعــر
ایــن ـشعــر
یـک زیــر سیگــآریـست
مــرا در آن
ـخــاموش ـکــرده انـد
بـه همیــن دلیـل
خــآکسـترش مآیـل بـه خــون اسـت
یکـ نفـ ـر مــرا
مثـل سیگـ ـار
روی ِ لبـش ـگذآشـت
تــا انتهــا ـکشیــد !

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...
ایــن ـشعــر
یـک زیــر سیگــآریـست
مــرا در آن
ـخــاموش ـکــرده انـد
بـه همیــن دلیـل
خــآکسـترش مآیـل بـه خــون اسـت
یکـ نفـ ـر مــرا
مثـل سیگـ ـار
روی ِ لبـش ـگذآشـت
تــا انتهــا ـکشیــد !

از تـ ُ چـهـ پنهــانـ
گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ
کـ شـروع مۓ کنم
بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ
براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن
بـ بوۓ تنتــ …

سیگآر در دَستـ...
دَستآنـــے سوختهـ ِ ...
موهآیـــے سِپـ ـید ...
نگآهـــے بُغضـ آلـ ـود بهـ ِ جاییـــے نآمَعلومـ ...
و بغضـــے کهنهـ ِ
کســـے میفهمد؟!


سَـر انـگشـتآنَـم ڪـﮧ
میسـوزَב،
یعنے وَقـتــ نوشـتنــ اَز توستــ...
...
بیـآ בَرخیــالمــ آرآمــ بنـشـیـטּ!
میخوآهَـمـ صــدآے نَفسـهآیتــ رآ بـنویسمــ...
زن سینهـ برجستهـ
موهایـــ مش کردهـ
اَبرو هایــ برداشتهـــ
لبایـــــ قــرمز نیستـ
زن لباسـ سفیـــد
شب باشکوهـ عروسیـــ
بویـــــ خوشـ قورمهـ سبزیــــ
هوســ شبهایــــ جمعهـــ
قرارهایـــ تاریکیــــ
کوچهـ پشتیــــ ، تویــــ ماشین نیستـــ
زن خونریزیــــ ، کمر درد ماهانه
پوکی اســـــــــــــتخوانــ نیستــ
یک زن پا به ماهـــ
حالت تهوع ، استفراغ
درد هایــــ زایمانـــــ
مـــادر بچه ها نیستـــــــ
زن عــصای روزهایــــــ پیریــــــ
پرستـــــــــار وقت مریضیــــ
رفیق پایـــ منقل
مزه بیار عرق دوره های دوستانه نیست...!
زن
وجـــــــــــــــود دارد
روح دارد
قـــــــــــدرت
جـــــــــــسارت
پا به پای یک مــــرد زور دارد
زن یک دنیـــــــــــا آرزو دارد
زن همیشه همه جا حضـــــور دارد
واگـــــرتمــــام اینها یادت رفت
تنها یک چیز را به خـــــــاطر داشته باش
که هنوز هـــــیچ مردی پیدا نشده
که بخواهد در ایـــــــران
جای یک زن باشد...
اعتماد کردی ؟
خیانت دیدی !؟
درد داشت؟
تنها شدی...؟
این اشتباه رو دوباره تکرار نکن نگو این با بقیه فرق داره...!

در بزرگراه زندگی
همواره "راهت" "راحت "نخواهد بود.
"دوباره" فکر کن فرصتها "دوبار" نمیشوند.
"بکوش" و نا امیدی را "بکش"

" هـَرزه " مـﮯنـامـﮯ בُפֿـتـَرﮮ را ڪـﮧ تار ِ مويـﮯ بيروטּ روسرﮮ בآرَב..
يـا בَست عـآشقـﮯ בَر בَست ...
ولـﮯ مـטּ ، هـَرزه تو را مـﮯפֿـوانـґ،
ڪـﮧ بـا هـَر سـُפֿـטּ بـﮯ اَسآسـﮯ با ذهنـَت هـَґ بـَستر مـﮯشوב و
افڪـآرﮮ ايـטּچنيـטּ حـَراґ زآבه בَر سرت مـﮯپـَرورانـَב....

امروز پدری دخترش را برای نان فروخت
امروز دختر 10 ساله ایی مادر شد
امروز دختری در ماشین شیشه دودی ، با پسری همخواب شد
امروز پدری خشم بیرون را بر همسر پریودش خالی کرد
امروز دختری در التماس چشمانش در چهار دیوار زن شد
امروز مادری در مقابل پسر 3ساله اش با مردی همخواب شد
امروز عشق دختری باکره را با اسکناس سبز سنجیدند
امروز...امروز...امروز
دلم برای امروز گرفت..............
نمی دانم دنیای شما کثیف است یا چشمان فاحشه من ؟؟؟؟؟؟؟؟

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید