Home || Email || Profile || post || Lox theme || Archive || Links

˙·٠•● تنهاتــــرین ســـردار●•٠·˙

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...

دلم گرفت

امشب به یاد تک تکِ شب ها دلم گرفت


در اضطراب کهنه ی غم ها، دلم گرفت


انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد


در التهابِ خیسِ ورق ها، دلم گرفت


از خواندن تمام خبرها تنم بسوخت


از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت


در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو


در آتشِ گرفته سراپا دلم گرفت


متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی


از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت


یک ردِ پا که سهمِ من از بی نشانی است


از ردِ خون که مانده به هر جا، دلم گرفت


اینجا منم و خاطره هایی تمام تلخ


اقرار میکنم، درآمدم از پا دلم گرفت


_| سه‌شنبه 25 بهمن 1390 |_| 17:59 |_| waiting4u |_ _| ارسال نظر(0) |_

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید