Home || Email || Profile || post || Lox theme || Archive || Links

˙·٠•● تنهاتــــرین ســـردار●•٠·˙

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...

او خسته بود ..."

.

روز از عمر كوتاهش مي ناليد,
مي خواست سال باشد!

.
سال از عمر كوتاهش مي ناليد,
مي خواست قرن باشد!
قرن پير مي خواست

.
ثانيه باشد !

.
او خسته بود ..."


_| جمعه 15 اردیبهشت 1391 |_| 22:36 |_| waiting4u |_ _| ارسال نظر(0) |_

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید