Home || Email || Profile || post || Lox theme || Archive || Links

˙·٠•● تنهاتــــرین ســـردار●•٠·˙

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...

post

va%20to%20%5BAloneBoy.com%5D%20nemidani و تو نمی دانی که تنها با یک تصور تاب آوردم

سینه بند هرزگیم را باز کرد
و در بستری که گناه برایم بی تفاوت شده بر پیکرم لغزید…
و تو، نمی دانی که لحظه لحظه ی عصیان شهوتش را تنها با یک تصور تاب آوردم…
جوراب نجابتم را بالا کشیدم، سینه بند هرزگیم را بستم
و چه خوب است که غذای گرم می خورد امشب کودک بیمارم…


_| جمعه 12 آبان 1391 |_| 21:52 |_| waiting4u |_ _| ارسال نظر(1) |_

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید