post
مترسک گفت:
ای گندم...
تو گواه باش که من را برای ترساندن افریدند....
اما من عاشق گنجشکی شدم که از گرسنگی مرد..
_| جمعه 24 شهریور 1391 |_| 14:48 |_| waiting4u |_
_|
ارسال نظر(1)
|_
˙·٠•● تنهاتــــرین ســـردار●•٠·˙
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...
مترسک گفت:
ای گندم...
تو گواه باش که من را برای ترساندن افریدند....
اما من عاشق گنجشکی شدم که از گرسنگی مرد..
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید