Home || Email || Profile || post || Lox theme || Archive || Links

˙·٠•● تنهاتــــرین ســـردار●•٠·˙

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی ودلتنگی...

1370

و باز تنهای ....
 
درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است 
غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده 
 
و تمام درست هایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته
 
 و انسانها به دور خویش میگردند
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست
 
 دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید
 غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود 
 
درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم
شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست.
 
حسین پناهی
 

_| شنبه 10 اسفند 1392 |_| 16:34 |_| waiting4u |_ _| ارسال نظر(0) |_

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید