مادرم وقتی بود

مادرم وقتی بود آسمان آبی بود
عشق با روح نسیم
در سکوت پرش شب پره ها
روی ایوان هراس من و ما
با صدای وزش برگ سپیدارسر کوچه ی ما می رقصید.
مادرم وقتی بود
همه چی آبی بود،
آسمان، آب، زمین،
من و تو ، عشق، سپیدار ، سبد، سیب همه آبی بود
مادرم وقتی بود
گنبد مسجد رویای پر از خاطره اش
با دو گلدسته ی گلبانگ گل آواز نماز
همگی آبی بود
روی سجاده ی پنهان نماز عشقش
در فضای همه از پوشش عطر گل یاس،
سجده ی عشق به پابوس سلامش می رفت.

مادرم وقتی بود
عشق هم آبی بود
مادرم هم گل بود
و هر از چند صباحی که گلی را می یافت
مادرم همچو چکاوک سر یک بید بلند
غرق در عطر نسیم گل سرخ
مادرم هم می خواند.
مادرم وقتی رفت،
آسمان طوسی شد،
پرده ی قرمز عنابی همسایه ی ما،
در نوازش با باد
خارج از پنجره در می غلتید،
ماهی تنگ بلور،
رنگ در باخت و بر بام بلورین پر از آب تپید.

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید