از دست من خسته ست…
رای دلم،
گاهی مادری مهربون میشم،
دست نوازش به سرش میکشم،
میگم: «غصه نخور، میگذره…»
برای دلم،
گاهی پدر میشم،
خشمگین میگم: «بس کن دیگه بزرگ شدی…»
گاهی هم دوستی میشم مهربون
دستش رو میگیرم
میبرمش به باغ خیال …
دلم
از دست من خسته ست…
.jpg)
_| شنبه 09 اردیبهشت 1391 |_| 23:33 |_| waiting4u |_
_|
ارسال نظر(2)
|_
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید