..آن سلامي
..آن سلامي که زدل مي آيد . ....
آن سلامي که زاعماق وجودم ،سوي دل هاي شما مي آيد . .....
آن سلامي که به سين نقش سلامت دارد . .....
لام آن لطف و لطافت دارد . .....
الف-اَش الفت بي پايان است . .....
ميم آن عطر محبت دارد . .....
به تو ا ی د وست . .....

کجایی تا ببینی که من برای خریدن پاره ای از رؤیاهای زلال تو خوابهای شیرین شبانهام را فروختهام.
کجایی تا ببینی در مرگ آرزوهایمان چندین بار جامه سیاه بر تن ترانهها کردهام
و مجلس ترحیم خاطرهها را برپاکردم و به حسرت عبور تو چقدر آینه شکستم تا حضور تلخ ثانیهها تکثیر نشوند.
چشمهایم را دلداری میدادم و میگفتم باران که دلیل نمیخواهد امروز یا فردا چه فرق میکند ؟
اگر قرار به باریدن باشد، بیا به رسم دلهای شکسته برایم از دریا و باران بگو .
خودم کویر و سراب را خوب میدانم
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید