1420
از مرگـ نـــ☜ از مرگـ نـــمےترسمـ ☞
منـ فقط نگرانمـ ڪهـ درشلوغےِاونـ دنیا ؛
مــادرمـ رو پیدا نڪنمـ ..
مادر
منـ بهشتـ روزیرپاتــ ندیدمـ ؛
زیرِپایهـ تو ؛
آرزو هایـےبودڪهـ ازاونـ گذشے ☜بهـ خاطرِ منـ ..
مادر ؛
روسَریتـ روبردار ؛
تا ببینمـ توشبـ موهاتـ چندزمستونـ برفـ نشَسِهـ ؛
تامنـ بهـ بهاررسیدمـ ..
بهـ جرمـِ اینڪهـ بهشتـ زیرِ پاشونـ بود ؛
دنیاروبراخودشونـ جهنمـ ڪردنـ ..
☜" مـــــادر " نوشتهـ میشهـ ؛
ولے ☜فرشــــتهـ ☞خوندهـ میشهـ ..
مےترسمـ ☞

نظرات شما عزیزان:
.gif)