1367

دلم یه خونه ی قدیمی میخواد
یه حیاط بزرگ
یه حوض فیروزه ای با ماهیای قرمز
یه باغچه ی باصفا پر از عطر یاس
که دم غروب ابپاشی کنی حیاطو
یه قالیچه پهن کنی
بشینی و دل بدی به حرفای مادربزگ
که شبا توی ایوون سرتو بذاری رو پاهای پدربزرگ و
گوش بدی به غزل های حافظ و سمفونی جیرجیرکا
دلم وضوی سر صبح با اب یخ حوض میخواد
دلم تنگ شده واسه غذاهای مادربزرگ
واسه رادیوی قدیمی بابابزرگ
دلم خیلی تنگ شده واسه اون روزا
خیلی ...

نظرات شما عزیزان:
سلااااااااااااااااااااام فقط میتونم بگم ب سلیقت تبریک میگم وبت حرف نداره ب منم بسر خوشحال میشم.
هر چقدرم که دلمون تنگ اون روزا باشه دیگه برنمی گردن ما انقدر تو این آهن پاره ها گم شدیم که .....
_| یک شنبه 15 دی 1392 |_| 14:49 |_| ღ❦☣ღ |_
_|
|_